پیش گفتار

        جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه                       چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

آنچه در اولین برخورد با واژه ی سیاست به ذهن هر ایرانی خطور می کند این اندرز پدران است که سیاست پدر و مادر ندارد . معترفم که برای یافتن ، شناخت و بکارگیری هنر زیستن در بوران حوادث ، منِ ایرانی ابتدا باید این گفته پدران را ، پیش و پشت سر نهم ، چرا که آینده از آن من است و گذشته از آن پدران . آنها نمی خواهند و نباید بخواهم که منِ ایرانی در مسیر بی انتها تا آینده ، هیچ ندانم و نیاموزم . شهروندی که امروز دغدغه ی سیاست یا  هنر دانستن شیوه ی زندگی را نداشته باشد لایق صفت شهروند اجتماعی نیست بلکه شهروندی بی خاصیت است . این نکته اهمیت دارد که در زمانه ی کنونی کمتر دانستن ، از همیشه ناگوارتر است . سیاست یعنی دانستن هر آنچه باید (باید و باید)  بفهمیم و بکار بستن آنچه باید (باید و باید) می فهمیدیم . سیاست ابزار بشر امروز است برای زیستن خود با دیگری و زیستن برای دیگری اما این همه در سایه اخلاق و در پناه متافیزیک و در مسیر دین امکان پذیر است ، چرا که اگر قیدی و بندی و حصاری برای میل سرکش انسانی نباشد هیچ تضمینی برای آسوده گی انسان دیگر وجود ندارد . سیاستی که لازمه ی رفاه انسانی را فراهم کند همان روش موعودی است که غایت امیال شریف انسان از ابتدا تا انتهاست . پس بر ماست که بدانیم  سیاست پدر و مادری ندارد چرا که سرپرستی برای آن متصور نیست و سیاست پدر و مادری ندارد و نمی شناسد اگر لباس قدرت برای استحمار دیگری بر تن کند . در این اندک مجال ، برآنم که گزیده گویی پیشه سازم چرا که نیک گفته اند : اگر به تمام ، نتوان برداشت ، همه اش را نتوان گذاشت . فرصتِ اندکِ گفتن را مغتنم شمرده ام و به سیاست پرداخته ام . شمه ای از خود سیاست گفته ام در تعریف - بخش اول -  ، کوتاه سخنی از فلسفه سیاست و از پدر سیاسیون ، افلاطون (که هنوز کودکی که پس از او آمده و هنوز می آید ، ذره ای از تفکر پدر ، پا فراتر ننهاده و هر چه آورده و هرچه کرده ، جز پس و پیش کردن نظریات پدر نبوده است) گفته آمده است - بخش دوم - ، سپس چون دانش جویی که اندک اندک اما از همه چیز می آموزد ، به کشور امریکا پرداخته ام . چندان سعی نموده ام که دایره ی دانسته ها را تا منتهای پیدا ، پیش ببرم و اگر به انتهای ناپیدا نپرداخته ام عذر خویش را می پذیرم . دو چندان امیدوارم که نه دچار توهم توطئه شده باشم و نه کورمال کورمال مصداق مرد مجسم کننده فیل در تاریکی ، در داستان تمثیلی مثنوی مولانا ....

 

                                              من قطاری دیدم که فقه می برد ، و چه سنگین می رفت

                                                     من قطاری دیدم که سیاست می برد ، و چه خالی می رفت ....

                                                                                                                                  سپهری .

 

سیاست در  تعریف

سیاست ، روند و انجام تصمیم گیری‌ها در حکومت‌ها و کشورها است. بنا به تعریف فرهنگِ معین ، سیاست یا خط‌مشی، عبارتست از «خط سیر و راهی که انسان پیش‌رو دارد». این کلمه در ریشه‌ی عربی به معنی «رام کردن اسب» است. سیاست را سایر فرهنگ‌نامه‌های انگلیسی زبان در تعابیری مانند برنامه، شیوه‌ی عمل، اصول و قواعدی اساسی، اصول راهنما و ... نیز بکار برده‌اند. ، سیاست «برنامه و یا دستورالعملِ در حال اجرا و یا تجویز شده از سوی مراجع صاحب صلاحیت» دانسته می‌شود.

سیاست‌های عمومی

«اصولی هستند که به‌وسیله‌ی مراجع ذی‌صلاح در کشور وضع شده‌اند و به‌عنوان یک الگو و راهنما، اقدامات و فعالیت‌های لازم در جامعه را راهبری می‌کنند».

سیاست‌گذاری

فرایند تعامل گروه‌ها و مراجع ذی‌صلاح و ذی‌نفع در تصمیم‌گیری برای مواجهه با مسائلی است که دامنه‌ی اثر مستقیم یا غیرمستقیم بالایی برای این گروه‌ها و مراجع دارد. ویژگی‌ها و مشخصه‌های پایه و مطلوب سیاست که باید در فرایند سیاست‌گذاری تامین شود را می‌توان به قرار زیر مورد توجه قرار داد.

 پایداری

 آینده‌نگری

 هدف‌داری

 عمومیت

 گستردگی

 نمایان‌گری

سیاست‌های کلان

 به آن دسته از سیاست‌های عمومی اطلاق می‌شود که :

 1) از نظر موضوعی بسیار فراگیر، فرابخشی یا حساس بوده و به تعبیری تفسیری نزدیک از قوانین اصلی کشور به حساب آیند

2) جنبه‌ی تعیین کننده‌ی بالایی برای سایر سیاست‌های عمومی داشته و نقش راهنمای جدی‌  برای آن‌ها داشته باشند،

3) موضوعاتی باشند که تغییر موضع و یا رویکرد حساب شده‌ای نسبت به آن‌ها در سطح مدیریت کشور مدنظر قرار گرفته است،

4) برای اهداف راهبردی مشخصی مانند اهدافی در سطح چشم‌انداز و در چارچوب چنین طرح‌های کلان و جدیدی نیازمند بازنگری، بازآرایی و یا تصریحات مشخص و تکلیفی خاصی باشند.

 به این ترتیب سیاست‌های کلان با توجه به دلیل و نوع تحلیل خود باید دارای مشخصه‌هایی از جمله موارد زیر علاوه بر مشخصات عمومی سیاست‌ها باشند.

 دارا بودن هدف‌های کلی و فراگیر

 تعیین کننده‌ی حد و مرز سیاست‌های عمومی

 تعیین کننده‌ی اولویت زمانی سیاست‌های عمومی

 تعیین کننده‌ی میزان ریسک‌پذیری و دامنه‌ی مداخلات قابل اتکا در سیاست‌های عمومی

 تعیین کننده‌ی میزان عمق و گستره‌ی مطلوبِ سیاست‌های عمومی

 تعیین کننده‌ی جهشی یا تعادلی بودن سیاست‌های عمومی

 تعیین کننده‌ی پیش‌فرض‌ها، بنیادهای نظری و شیوه‌ها و ابزارهای مورد نیازِ سیاست‌های عمومی

 

 

نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن ۱۳۸۶ساعت ۷:۹ ق.ظ توسط مشرقی| |
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir
<>