يار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا * يار تويي غار تويي خواجه نگهدار مرا

..........................

نوح تويي روح تويي فاتح و مفتوح تويي * سينه مشروح تويي بر در اسرار مرا

..........................

نور تويي سور تويي دولت منصور تويي * مرغ كوه طور تويي خسته به منقار مرا

..........................

قطره تويي بحر تويي لطف تويي قهر تويي * قند تويي زهر تويي بيش ميازار مرا

..........................

حجره خورشيد تويي خانه ناهيد تويي * روضه اميد تويي راه ده اي يار مرا

..........................

روز تويي روزه تويي حاصل دريوزه تويي * آب تويي كوزه تويي آب ده اين بار مرا

..........................

دانه تويي دام تويي باده تويي جام تويي * پخته تويي خام تويي خام بمگذار مرا

..........................

اين تن اگر كم تندي راه دلم كم زندي * راه شدي تا نبدي اين همه گفتار مرا

..........................

 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین ۱۳۸۷ساعت ۲:۱۱ ق.ظ توسط مشرقی| |
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir
<>