امروز سه شنبه  17/02/87 بود و چون تمامی سه شنبه های این ترم از صباحِین که 8:00 باشد تا  7:30 شامگاه در دانشگاه بودم . با احتساب خروج از خانه در 6:30 تا بازگشت به خانه که احتمالاً حوالی 10:00 بود ، بیش از بسیار  ... و با دوستی که این روزها نمی دانم چه می کند ، هادی ، بسیار گفتم که نیم کرداری بیارزد و نمی دانم جواب دهد یا چون گذشته در ویترین یادش به حسرتی هماره تبدیل می شود.

و شب باز هم حسرت من و بوی سوخته گندم فرصت او

نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت ۲:۲ ق.ظ توسط مشرقی| |
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir
<>