صبح چهارشنبه 18/02/87 -  من هنوز نخوابیده ام

 حدود 6:25 بود که پس از بی خوابی و درس ، بی هوا دلم گرفت ... همان زمان بود که با بغضی رو به زوال و اشکی رو به ایجاد ، با خانه تماس گرفتم و مادرم بود و پدر و دانه های اشک من روی جزوه الکترونیک ...

 و حالم شاد شد.

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت ۱۱:۴ ق.ظ توسط مشرقی| |
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir
<>