خدایا ؛

 به هر که دوست میداری بیاموز که؛ عشق از زندگی کردن بهتر است ، و به هر که دوست ‌تر می ‌داری بچشان که دوست داشتن از عشق نیز برتر است.

 من آرزو می‌کنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهبی، در این تنها کشور شیعه جهان، به جایی برسد که سخنگوی رسمی مذهب ما فاطمه را آن چنان بفهمد که سلیمان کتانی؛ طبیب مسیحی شناسانده است و علی را آنچنان که دکتر جورج جرداق توصیف می‌کند و اهل بیت را آنچنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است و ابوذر غفاری را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتی قرآن را آنچنان که بلاشر؛ کشیش رسمی کلیسا ترجمه نموده است و پیغمبر ما را آنچنان که ردنسن محقق یهودی می‌بیند؛ بفهمد

خدایا ، جامعه‌ام را از بیماری تصوف و معنویت زدگی شفابخش ، تا به زندگی و واقعیت بازگردد و مرا از ابتذال زندگی و بیماری واقعیت زدگی نجات بخش تا به آزادی عرفانی و کمال معنوی برسم

خدایا! این آیه را که بر زبان داستایوسکی رانده‌ای بر دل‌های روشنفکران فرود آر که :اگر خدا نباشد ؛ همه چیز مجاز است. جهان فاقد معنی و زندگی فاقد هدف؛ پوچ است و انسان فاقد معنی؛ فاقد مسئولیت نیز هست.

خدایا ! خودخواهی را چندان در من بکش، یا چندان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.

خدایا ؛ آتش مقدس شک را آنچنان در من بیفروز تا همه یقین‌هایی را که در من نقش کرده‌اند، بسوزد و آنگاه از پس توده این خاکستر، لبخند مهراوه بر لب‌های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.

خدایا! مرا از نکبت دوستی‌ها و دشمنی‌های ارواح حقیر در پناه روح‌های پرشکوه چون علی و دل‌های زیبای همه قرنها از گیلگمش تا سارتر و از لوپی تا عین القضاة و از مهراوه تا رزاس پاک گردان.

خدایا! تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی سپاس می گزارم که دشمنان مرا از میان احمق‌ها برگزینی که چند دشمن ابله نعمتی است که خداوند تنها به بندگان خاصش عطا می‌کند.

خدایا !  بر اراده، دانش، عصیان، بی نیازی، حیرت، لطافت روح، شهامت و تنهایی‌ام بیفزای.

مگذارکه " دینم" در پس "وجهه دینی‌ام" دفن شود و مگذارکه آنچه را حق می‌دانم، به خاطر آنکه بد می‌دانند کتمان کنم
نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۸۷ساعت ۳:۲۹ ق.ظ توسط مشرقی| |
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir
<>