مهر آمد یار آمد روزهایی که گذشته
ها، انتظار آمدنشان را می پائیدم، امروزها می گذرند. وقت هایی که
دیروزها، رسیدنشان را منتظر بودم، امروزها می گذرند. در حوالی سالهای
دانشمندی، تهی از دانش فهمی، مانده ام. در کرانه سواحل
آرامش، در تنگنای غوغای حوادث، نشسته ام. . . همین دیشب بود که
برای آخرین بار و داغترین بار، به هرچه اندوخته بودم، چوب حراج زدم. وودی آلن بودم و
همفری بوگارتی نبود که بگوید: گند زدی، پسر. پَغی، رنجید. بیهوده از تهی
افزون شدم و فارغ تر از همیشه، داشتنی تر از هر بار و خواستنی تر از هر زمان بود. مرا چه شد ...
نمی دانم. کاش اخلاقیات
فکری، اینقدر دستپاچه گی احساسی را انکار نمی کرد. کاش درونیات
وجودی، برونیات عملی را اینگونه بی افسار رها نمی کرد. کاش تو را
آنقدرها نزدیک و خودم را آنقدر ها دور نمی بردم. کاشکی که کاشکی
نمی گُفتمی. . . برای داشتن اش چه
کرده ام ؟ برای خواستن اش برای بودن اش خود را آنقدرها
ناتوان ندیده بودم و دستپاچه و گنگ و پوچ در ماهیت ذاتی درک شرایط... آنقدرها که دلم
لرزید، صدایم و فکرم نیز. . . دلم خوش نیست، در برون من، شادی
در صور افلاک می دمد، در درون من، داغ
ها را مویه کنان به اقصی نقاط وجودم صادر می کنند. . . مرا در چالشی
شگفت، میان درز حضور و لمس وجود، تا همیشه میهمان کن .... . . If I
should call you up invest a dime اگر من بایست با تو تماس بگیرم با خرج کردن یک سکه ده سنتی And you say you belong to me و تو بگی، به من
تعلق داری And ease my mind و ذهن مرا آسوده کنی Imagine how the world could be So very fine تصور کن چقدر
جهان می تواند خیلی خوب باشد So happy together پس با هم شاد باشیم
چهارشنبه ۱۷ مهرماه ساعت ۱۰:۴۰ شب
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir
