خودکشی کردم با سه گانه ای از کار وای وونگ .
امشب در عمرم محاسبه نمی شود.
بیش از پنج ساعت فیلم مداوم
و بعد آشفته و حیران در حال و هوای " وونگ کار وای "
می پندارم که یک پایان تلخ ، بهتر از تلخی بی پایان است ....
در زمان های خیلی دور
وقتی کسی رازی داشت
و نمی خواست با کسی تقسیمش کنه، میرفت بالای یه کوه
یه درخت پیدا می کرد، یه سوراخ توی درخت می کند
و راز رو توی سوراخ اون درخت زمزمه می کرد
و بعد اون سوراخ رو با گل می پوشوند
و میذاشت اون راز واسه همیشه اونجا بمونه

یک نوع پرنده بدون پا هست که میتونه پرواز کنه
و فقط پرواز کنه و وقتی خسته میشه در باد استراحت میکنه.
اون پرنده فقط یه بار میتونه به زمین بشینه،
اون وقتیه که میمیره.
من میخوام که از من متنفر باشی،
حداقل دیگه فراموشم نمی کنی.
من نمی دونم توی زندگیم عاشق چند تا زن دیگه شدم.
من نمی تونم تا آخر عمر بگم که کدوم رو بیشتر دوست دارم

گذشته اون چیزیه که میتونی بهش نگاه کنی
اما لمسش نمیتونی بکنی
همه خاطرات، قطرات اشکند.

من هر چیزی رو برای برای هر روز بودن با تو می پردازم.
حوادث میتونند در شما بخزند بدون اینکه متوجه بشید.
عشق، تماما یک موضوع تنظیم وقته.
مهم نیست که شخص خاصی رو ملاقات کنی،
خیلی زود یا خیلی دیر.
وقتی تو به یک سوال، جواب نه نمیدی،
هنوز شانس این رو داری که چیزی رو که میخوای
بدست بیاری.
در عشق تو نمیتونی دنبال جانشین بگردی.
,In the old days
when people had secrets
,and they didn't want to share,they'd climb a mountain
find a tree,Carve a hole in it
whispers the secrets into the hole
.and cover it up with mud
.That way nobody else would ever learn the secret
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir
