شعر: ایرج جنتی عطایی     آهنگ: بابک سعیدی      تنظیم: بابک سعیدی

داریوش اقبالی

 

 

ساعت شوم

توی این ساعت شوم توی این فصل کبود

وسط تعزیه هیشکی نیست. هیشکی نبود

توی هیر و ویر این جشن جنجال سکوت

کی صداتو برده میهن خشم الود؟ خورشید تو کی برده و کی سایه تو اتیش زده؟

کی از پی این همه شب، شب رفته و شب اومده

مگه تو تقویم سکون ستاره تو چاه کیه، سال روی شاخ چی و خندق سر راه کیه؟

بگو تو فال قهوه مون عجوزه بد خواه کیه؟ افتاب لب بوم کی و عقرب روی ماه کیه؟

خونه از گریه پره کوچه از مرگ غزل

توی ویرونی باغ نعش گل بغل بغل

قطره ای از اشک اینجاست شعله ای آه اونجا

پاره ای گل اینجا، تیکه ای ماه اونجا

کوچه کوچه هراس،  خونه تا خونه عزا

دل به دل نفرین  و لب به لب نعش دعا

لشگر گلخوارو کی به راه انداخته؟

خواهر خورشیدو کی به چاه انداخته؟

نوشته شده در جمعه دهم مهر ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۸ ب.ظ توسط مشرقی| |
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir
<>