وقتی مبتکر یک حادثه باشی. مخترع یک اتفاق باشی، کاشف یک واقعه باشی،

برای هر لحظه اش کوله باری از خاطراتِ غرور کنار گذاشته ای

و هر سال وقت که بیاید، دیدار تازه می کنی تا شاید چیزی در درونت فوران کند.

دیروز در دانشگاه، وقتی اطلاعیه روابط عمومی را با مضمون تهنیت فرارسیدن روز 13 آبان بدون درج روز تسخیر سفارت آمریکا را میخواندم دلم برای کسانی گرفت که خالق آن رویداد بودند. آن سالها که همه، جوانتر و مردانه تر بودند، به همت اندیشه و عمل خودشان، رخدادی را رقم زدند که امام خمینی (ره) آن را انقلاب دوم نامید و پس از 16 آذر، تثبیتی بر حقانیت و روشنگرائی دانشجویان شد.

امروز همان مجاهدان، در گردش روزگار، سنگِ زیرین آسیابند و سهمشان، خاطراتی که قطرات اشکند، تکلیف غرورشان را نمیدانم.

در خیابان، به یادشان زنده بودنِ سبزمان را فریاد می زنیم.

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان ۱۳۸۸ساعت ۱:۲۸ ب.ظ توسط مشرقی| |
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir
<>