سالها پيش که کودکي بودم، بهترين اسباب بازي تمام آن سالهايم، يک ماشين جيپ بود که از تعدادي قطعات پلاستيکي تشکيل شده بود که ميبايست به يکديگر وصل ميشدند و تشکيل وسيله اي را مي دادند که پس از وصل کابلها به باطري هايش، شروع به حرکت ميکرد.
ديشب، در محل کار، بدونService Manual، تمام قطعات مجزاي يک سرور را به يکديگر متصل نموده و بدون خطا، راه اندازي کردم.
تا اينجايش مهم نيست.
يادم مي آيد آن سالهاي کودکي به واسطه داشتن آن وسيله، همواره در ميان همسالانم طرفداراني داشتم، همواره کساني بودند که ميبايست براي لذت اندکي بازي با آن وسيله، تمام اوامر کودکانه مرا انجام ميدادند.
ديشب، تنها در ميان اتاق آموزش، در انتهاي شب، سرور را که راه اندازي اش کردم، براي شادي ام مانند تمام سالهاي کودکي تا امروز، خود را در آغوش گرفتم.
اينهايش مهم است:
۱) وقتي بزرگ ميشوي، براي رسيدن به موفقيت، هميشه تنهايي
۲) فرقي نميکند کودک باشي يا مرد، هنگام رسيدن به موفقيت، هميشه تنهايي
.....
پ ن:
۱) ميترسيدم به برق وصلش کنم، کاش ميدانستي جرئت را تو به من ميبخشي تنها با سلام و تبسّم هايت
۲) لعنت به فرانسوا ماری آروئه وُلتر و زندگي شخصي اش، هميشه ميدانستم وقتي كسي را دوست دارم، روزي تاثيرش را روي من خواهد گذاشت.
مادام دوشتله، معشوقه ولتر بود،
زماني كه از معشوقه جوانترش آبستن بود،هنگام زايمان مرد.
روزي كه مرد، در بالاي مزار او، همسر نظامي اش، ولتر و معشوقه جوان، حاضر بودند.
۳) کودکی که بازی می کند، گاهی گم می شود، اما کودکی که گم می شود، هرگز بازی نمی کند
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir
